|
96 - اين ضربت از جنگ صفين است
علامه مجلسى (ره ) در بحارالانوار از بعضى از صالحين نقل كرده كه شخصى بنام محلى
الدين اربلى گفت : من نزد پدرم بودم ، مردى همراه پدرم بود، او را چرت (خواب سبك )
برد و عمامه اش از سرش افتاد، و پدرم ديد اثر زخمى سنگينى در سر او پيدا است ، از
او علت آن را سوال كرد.
او گفت : اين ضربت از جنگ صفين (كه در زمان خلافت على (عليه السلام ) بين سپاه على
(عليه السلام ) و معاويه واقع شد) مى باشد.
پدرم گفت : جنگ صفين در زمان على (عليه السلام ) واقع شد، تو كه در آن زمان نبودى ؟
گفت : من سفرى به سوى مصر كردم ، در راه مردى از قبيله غره با من همسفر شد، روزى
هنگام حركت ، سخن از جنگ صفين به ميان آمد، آن همسفر به من رو رد و گفت : اگر من در
جنگ صفين بودم شمشيرم را از خون على (عليه السلام ) و يارانش سيراب مى نمودم ، من
هم در جواب گفتم : اگر من مى بودم شمشيرم را از خون معاويه و يارانش سيراب مى نمودم
اكنون من و تو از اصحاب على و معاويه ايم ، همين بگو مگو باعث شد، كه كارمان به جنگ
بكشد، همديگر را زخمى نموديم ،و من از بسيارى زخمهاى كه به بدنم وارد شد افتادم و
بيهوش شدم .
ناگاه احساس كردم مردى با سرنيزه مرا بيدار مى كند، وقتى كه چشم به او خورد، از
مركب پياده شد و فرمود در اينجا بمان سپس غايب شد، و پس از اندك زمانى برگشت ، و سر
بريده آن دشمن على (عليه السلام ) كه با من جنگ كرده بود، با او بود، و مركب او را
نيز آورده بود و به من فرمود: اين سر دشمن تو است و تو ما را يارى نمودى ، و هر كه
ما را يارى كند خداوند او را يارى مى كند، ما هم تو را يارى كرديم .
گفتم : تو كيستى ؟ خود را امام زمان (عليه السلام ) معرفى نمود، سپس فرمود: هر كس
از تو پرسيد اين ضربت از كجا آمده ؟ بگو از جنگ صفين است
(136)
|